سراج الدین اديب

 

آرشیف نمبر (۱۰۶)

در کابل چی خبر؟ 

مصاحبه دو نفرشوخک < احمد ـ  محمود >

گفت وشنود اول :

احمد ـ میگویند درجاهای که ( قصرها، هوتل ها، شرکتها، سفارتخانه ها، ارگانهای سازمان ملل متحد، انجوها،  و ...) موقعیت دارند به روی مردم مفتوح و بازنیست وبه جز موترهای خاص سایر موتر ها و عراده جات رفت و برگشت  نمی توانند  و حتا به جز افراد خاص دیگران نیز روی  سرک ها و جاده های آن حق عبور و مرور ندارند آیا راست است ؟.

محمود ـ  اگر راست یا غلط ولی خواهشمندم  دامن این چنین مسایل را بالا نکن ، زیرا سودی که من از آن دارم صدمه میخورد .

احمد ـ چطور، او بیادر تکسی چلانی ترا با تأمین امنیت قصرها، انجو ها و شرکت هاو ......  چی ؟

محمود ـ گپ میان من و تو باشد، وگوش بعضی از ارگانهای قضایی  کـّر، همینکه تکسی را اینطرف و آنطرف می چلانم ووقتی اعتراض و شکایت سوار شوندهء تکسی بالا میگیرد، فورأ می گویم ، مگر نمی بینید که نیروهای امنیتی سرکها را بخاطرتأمین امنیت ما و شما وسایرهمشهریان مسدود نموده است.احمد بیادر بعد از ابراز این سخن معجزه میشود و آنگه آب روی آتش می افتد ونق وپق شخصیکه در تکسی نشسته آرام میگردد و سر می جنباند وپول بیادرت را با خوشی و رضایت میدهد، و از طرف دیگر طولانی شده و(بعد مصافه) باعث میشود تا بغل و بغل مراجعین را بخارم تا حرفی وسخنی را برایم قصه کند و آنگه این سخنان را در اداره (001 ) انتقال بدهم ومعاش تعیین شده خود را اخذ بدارم .

احمد ـ آیا تمام تکسی ها همین فعل ....؟ را انجام میدهند ؟

محمود ـ من چند نفر محدود آنرا می شناسم ولی فکر نمی کنم همه در چنین کار ......؟ مصروف باشند.

 

گفت وشنود دوم :

احمد ـ میگویند شورای ملی افغانستان که به تاریخ دوشنبه 28 قوس1384خورشیدی آغاز بکار نموده بود بعد از 14 روز کار به روزدوشنبه 12 جدی 1384 ولسی جرگه برای مدت 10 روز تعطیل شد، آیا راست است ؟

محمود ـ تا جائیکه من اطلاع دارم  ولسی جرگه طی مدت 14 روز حتی مسودۀ اصول وظایف داخلی خود را بطور دائمی به تصویب رسانیده نتوانست ، مثلأ دراولین جلسه خود بعد ازتعیین رئیس وهیئت اداری، روز پنجشنبه اول  جدی 1384 تصمیم گرفت که مسوده اصول وظایف داخلی ولسی جرگه را ماده به ماده بررسی وتصویب کند، اما روز دوشنبه 11 جدی1384 ولسی جرگه فیصله قبلی خود را نادیده گرفت وفیصله برعکس آنرا تصویب نمود یعنی بجز فصل تایید مقرری ها توسط رئیس جمهور، بقیه مسوده اصول وظایف که 112 ماده و20 فصل بود بطور موقت وبدون بررسی وحتی بدون خواندن ماده به ماده میخواستند تصویب شود.

احمد ـ  وقتی خود ولسی جرگه فیصله ها وتصامیم خود را جدی نمیگیرد چگونه می توان انتظار داشت که قوه اجرائیه تصامیم وفیصله های ولسی جرگه را جدی گرفته وآنرا در جامعه عملی کند.

محمود ـ میگویند براساس پیشنهاد شماره 246 مورخ 3/10/1384 خورشیدی به امضای وزیر مالیه آقای احدی وحکم شماره  3368 مورخ 3/10/1384 به امضای رئیس جمهور آقای کرزی ، معاشات اعضای خانه ملت؟ قرار ذیل تعیین گردیده است :

 ـ  معاش رئیس ولسی ، ومشرانو جرگه  مبلغ 175000   افغانی معادل( 3500 دالرامریکایی)

ـ معاش هر معاونین  75000 افغانی معادل (1500 دالرامریکایی)

ـ معاش هرمنشی 60000 افغانی معادل (1200دالرامریکایی )

ـ معاش هر وکیل 55000  افغانی معادل (1100  دالرامریکایی)  تعیین شده است، و همچنان بر اساس پشنهاد 16725 مورخ 31 / 9 / 1384 اداره امور به امضای معاون اداره آقای مدبـر وحکم  شماره  3189 مورخ 13/ 16/ 1384 آقای حامد کرزی رئیس جمهور، یک عراده موتر جدید( ضد مرمی) برای رئیس ولسی جرگه منظور شده است، لازم به تذکر است  که عین معاشات  وامتیازات برای رئیس، معاونین، منشی ها واعضای مشرانو جرگه طبق احکام فوق الذکر منظورشده است.

 احمد ـ  چرا این معاشات گزاف درحالیکه معاش یک معلول 300 افغانی معادل  (6 دالرامریکایی)، معاش یک فامیل شهید 300 افغانی معادل (6 دالرامریکایی )، معاش با ماکول ماموردولت از2700 تا 3000 افغانی معادل (60 دالرامریکایی ) است و درآمد اکثر مردم افغانستان ماهانه بیش از1500 افغانی معادل ( 30 دالرامریکایی ) نیست.

محمود ـ چگونه با این معاشهای گزاف آنان میتوانند خود را نماینده مردم گرسنه معرفی کنند ، زیرا ملتی که اکثر مطلق شان توان خریدن یک بایسکل راندارند وساعت ها پیاده راه می روند تا در محل مطلوبشان برسند، افسوس میکنم که چرا پول بیت المال چنین حیف ومیل میشود.

احمد ـ شاید این رشوه سیاسی باشد؟، ویا اینکه مقروضیت نمایندگان مردم باشد که در انتخابات به مصرف رسانیده اند ، و یا بازدهی پول جهاد و خون آن شهیدان که بسیاری زنده هایشان نان خوراک ندارند ، یا شاید قیمت و ارزش چوکی هایی نخبه گان ونمایندگان مردم؟ همین وزنه وقدرت را داشته باشد که معاشات گزاف می گیرند، بهر صورت گفته اند : خسروان کار خویش دانند، به ما چی او برادر؟

محمود ـ  میگویند یکی ازنماینده مردمی  در روزچهارشنبه 30/9 /1384 خورشیدی که روز انتخاب رئیس ولسی جرگه بود جلسه را ترک و رای به " ائتلافیون( سیاف، محقق، ربانی، کاظمی ) نداد.  

احمد ـ  اینکه چرا این نماینده مردمی جلسه را ترک کرده والله منهم نمی دانم فکر میکنم از دید این نماینده مردمی شاید بعضی این ائتلافیون متهم به نقض حقوق بشر باشد و یا دلیل دیگر ؟ خداوند  میداند ، اما نباید جلسه را ترک میکرد بلکه به روشنگری می پرداخت .

 

گفت وشنود سوم :

احمد ـ میگویند امريکايی ها حداقل پنجاه سال در افغانستان خواهند ماند، آن ها برای انجام برنامه های بلند مدت خود رسمأ همراهی دولت افغانستان را با خود دارند و همچنان اخبار حاکی از آنست که یکی از بلند رتبه های بخش خارجی وطن ما همراه باسفیر یکی از کشورهای پر قدرت که آن  روز ها سفیر در کابل بود قراردادی را امضا کردند که زمينی به مساحت سی و سه هزارمترمربع، را تا پنجاه سال آينده دردسترس کشور متعابه قرارمی دهند، وپذیرش اين تقاضا و قرارداد، را یکی از بلند پایه های کشور مان بخاطر قدردانی از دولت پر قدرت که فعلأ در افغانستان حضور نظامی دارد صحه گذاشته است، وخبر مشعر است که اين زمين در جوار سفارت به کوچه شش درک و مکرويان دوم کابل وصل می شود.

محمود ـ احمد بیادر : در خانهء به اصطلاح ملت  چه خبر است ونمایندگان مردم چه نظر دارند ؟

احمد ـ  او بی خبر، در آن وقت پارلمان و پارلمان بازی نبود، و به اصطلاح از نمایندگانش نیز خبری نبود، و این یکی از بازی های است که در نبود پارلمان از موقعيت استفاده کردند و پیش از پیش راه را برای کشور های خارجی هموار ساختند، تا دولت و قراردادهايی که می بندد، درباره آن بايد در پارلمان آزاد افغانستان ( همانهای که معاشات بلند دارند) تصميم گيری کنند ، و سی و سی هزار متر مربع در پنجاه سال قرار داد همراه خود تحفه های ديگری هم دارد، که سر بی مغز( من و تو) خوب کار نمی کند و از ضرب و تقسیم آن عاجز است و به اصطلاح مغزهای ما " مومک شده" و یا به گفته مرزا قلم (پوپنک )خورده ، او بیادر: نه گفته اند که شعله ات را بخور و پرده ات را بکن، ما و ترا           چی  به این حرفها، از طرف دیگر اینها بهتر هستند از توپک سالارانی که در روز روشن به حقوق مردم تجاوز میکنند، گفته شده که این توپک سالاران  قبلأ در بعضی از ادارات واسطه داشتند و ماشاالله اکنون در خانه ملت ناجی دارند  ، محمود بیادر :چرا نمی خواهی که چهره کابل تغییر کند ، اپارتمانها و تعمیرهای بلند منزل در وطن آباد شود ، چی فرق میکند که زمین های مردم به قوت توپک سالاران از مرم  گرفته شود، مگر چی بدی دارد که در دو طرف سرکهای منتهی به راه هوائی ملکی تعمیر های شخصی و قشنگ  ساخته شود،به نظر من این کار دو مفاد دارد، از یکطرف به زیبایی شهر افزوده میشود، و از جانب دیگروقتی مهمانان خارجی  به افغانستان تشریف می آوردند وسیمای افغانستان را ازآغاز ورود به کابل زیبا میابند، وآنان خواهند پنداشت که کمک ما نتیجه داده و کشور عقب مانده افغانستان در حال ترقی  و شکوفایی است محمود بیادر: چه فرق میکند که سفارت های مقبول اعمار گردد،  هیچ فرق نمی کند که مظلوم ترین مردم در زیر خیمه های سرد و بدون غذا جان می سپارند ویا اینکه شکم مردم از گرسنگی مثل کمان رستم چنگ شده، بلی اگر این مریضان و گرسنگان نمی بود اینقدر دکتور و معالج و دواخانه و قبرستان به چی  کار میامد .

   آنانیکه جایداد مردم را غصب کردند این عقیده را در ذهن می پرورانیدند که (این گرسنه گان تاریخ زده ء افغان چی به درد میخورند؟  آنها از سالیان سال است که زمین مقبول را در نقاط مهم کشور به دست دارند ولی امکان آبادی و یا ترمیم خانه های گلی و مخروبه را ندارند بناأ مبلغی برایشان داده میشود تا در نقاط دور افتاده کشور به خود خانه آباد کنند وزندگی عالی؟ را آغاز کنند  )، محمود بیادر:  چرا اینقدر غم  و غصه داری مگر تو حسن غم کش هستی .

 

گفت وشنود چهارم :

محمود ـ میگویند دراین روز ها مانند سالهای قبل بازار مکتب سوزی زیاد شده و مکتب سوزان برداشت های غلط از دين و  مدرسه دارند واین زن ستیزان را عقیده بر آنست که می پندارند ، " زنان و دختران" احتياجی به درس خواندن و رشد فکری ندارند،یعنی زنان بخانه باشند و شوهرداری و بچه داری کنند.

احمد ـ از زن نام گرفتی یک قصه به یادم آمد، در این روزها که بازار مفقود شدگان شامل ( اطفال ونیمه جوانان و زنان ) گرم است رادیو این گم شده گان را بنام خلل دماغ  اعلان میکند، و وقتی به رادیو گوش میدادم ومصاحبه یک خانم را شنیدم که می گفت : وقتی از خانه خارج شدم میخواستم به خیرخانه بروم وهنوز از ایستگاه خیلی فاصله داشتم که تصادفأ موتری را دیدم که از دور بطرف من به سرعت میاید ، و منکه سواد نداشتم و لوحه موتر را خوانده نمی توانستم ، دست دراز کردم  وقتی موتر ایستاد، سواربه موتر شدم، موتر رفت ورفت تا آنکه در داخل موتر دستی درشانهء من زد ه شد وگفت مادر کرایه بپرداز، من سکه ( پول فلزی) را برایش دادم چند ثانیه بعد کلینرموتر، با صدای بلند تراز قبل گفت:( مادر رشخندی میکنی گفتم کرایه بده) ، زن علاوه نمود  به کلینر گفتم : کورشوی  تا خیر خانه چقدر پول بـپردازم ، کلینر گفت مادر این موتر خیرخانه نیست این موتر بطرف جلال آباد میرود و بعد موتر، برک گرفت و توقف کرد و مرا در دشت خدا پیاده کرد ، که بعد از چند شب؟ به کمک محافظ درخانهء خود رسیدم، تا به خود آمدم شنیدم که متأسفانه علیه من هزارو یک قصه جور شده .

    متعاقبأ  از طریق امواج رادیو یک پسر بچه نیز بازگو نمود که من را چند نفر اختطاف کردند، وقتی ژونالیست پرسید که آیا ربایندگان را می شناسید و این کار بخاطر چه مقصد صورت گرفته ؟ پسر بچه با لکنت زبان و ورخطا گفت چند نفر پر از ریش وپشم  و دم و دستگاه مجهز با سلاح که پوزبند گوسفندی در دهن داشت مرا به جای نا معلومی رهسپار ساخت وبه خانواده ام جواب فرستاد تا در بدل رهایی برای آن باند ها پول بپردازند وبعد مرا آنقدر لت وکوب و بیدار خوابی دادند، ژورنالیست پرسید: چرا لت وکوب و بیدار خوابی ؟،  پسر جواب داد برای مقاصد جنسی !

 محمود ـ  خیلی متأسف هستم که این خدا، نا ترسها و ظالمین ازیکطرف خود را مسلمان معرفی میدارند واز جانب دیگر دست به جنایت نا بخشودنی می زنند ، در همین مورد پلیس ولایت بغلان به تازگی 27 تن را به اتهام سواستفاده جنسی از کودکان بازداشت کرد، این افراد، پسربچه های زیر سن 18 سال را مورد سو استفاده جنسی قرار می دادند، رئیس پلیس ولایت بغلان، گفت این افراد در یک واحد مسکونی، گروهی از پسربچه های زیر سن هجده سال را لباس های زنانه پوشانده بودند و از آنها سو استفاده جنسی می کردند که بازداشت شدند، وی در قسمت دیگر علاوه نموده که : فرماندهان مسلح که سرگرم زد و خورد با مخالفان خود بودند، سهم بزرگی را در رواج دادن این رسم ایفا کرده اند. احمد بیادر: بر می گردم روی مسایل خانم ها ، مه فکر میکنم که یکی از علت های که خانم ها اکثرأ در جامعه مابی سواد اند  آنست که می بينيم بسياری از زنان به بيرون از منزل و جامعه ی بزرگ ترخويش هيچ ارتباطی اجتماعی ندارند، و مالکین شان ؟  به آن ها ياد می دهند که زن هادر خانه باشند و کارهای منزل را انجام دهند، و حتی بسیاری ازخانواده ها را می شناسم که زنان و دخترانشان بی سوادند و عملا از هر امکانی محرومند، حتا مردان در خانواده هايی وجود دارند که از ترس عناصر" فنه تیک" دختران شانرا به مدرسه نمی گزارند  با وجود یکه خداوند ، انسان را، يعنی زن و مرد را به عنوان خليفه ی خود در جهان برگزيده و علم بر مرد و زن را فرض نموده است .

احمد ـ  اگر دولت همانطوریکه  امنیت قصر و انجو ها، و سایر مناطق مهم را تأمین میکند، اگر امنیت مدرسه و مکتب نیزجدی از طرف دولت اتخاذ گردد، فکر میکنم اکثر مردم راضی خواهد بود که خانواده شان با سواد باشند، چه میشود که دولت از کمک های خدا داد بیگانه گان برای آنعده از اشخاصی که بی بضاعت اند و اقتصاد پائین دارند، همانطوریکه تحصیل را رایگان ساخته در قسمت لباس و پاه پوش ویا مسایل مدرسه مثل کاغذ، قلم و بکس وغیره نیز سهیم شوند، ویا رهبران جهادی از پول بدست آمده جهاد بنام خدا مکاتب را کمک کنند و هریک مکتبی رابه منظور مساعدت مالی در  قیم خود در آورند و یا سالانه یکمقدارمبلغ نقد بحساب ( 6001 مشهور دولت ) انتقال بدهند ،محمود بیادر: چه بدرد شان میخورد اینقدر پول و سرمایه ؟، فرضأ در بانک های افغانستان ذخیره کنند افشا میشوند و باز نمایندگان مردم حق دارند بپرسند که مقدار پول را از کجا و از کدام زحمت بدست آورده اند؟ واگر بابای ملت قصر ها را به فروش گذاشته، جواب آسانی دارد که اظهار خواهد کرد که از پدر مرحومی ام به میراث است ولی کسانیکه از خون شهیدان بنام جهاد ؟ بدست آورده اند چی برای گفتن خواهند داشت، اگر فرضأ به بانک های خارج ثروت های خود را انتقال دهند و یا داده باشند ، آنان باید بدانند که همانطورکه ثروت  اسامه محمد بن لادن و ملاعمر خلیفه طالبان و دیگران ضبط شد از اینها هم ضبط میشود، پس چه بهتر که هم ثواب شود و هم خرما یعنی از شرپنهانکاری پولی رهایی یابند ،(چونکه مسلمان نباید دروغ بگوید و دروغ یکی از اعمال شیطان است و شیطان سر پائین در آتش دوزخ ) محمود بیادر: از طرف دیگر داشتن دریای ثروت باعث میشود که دزدان و رهزنان هر آن حمله شبخونی بزنند و هم پول برود و هم سر، آنگاه دیگر دیر شده است !.

محمود ـ ده کجا ودرخت ها کجا، احمد بیادر حرف ما روی مطالب ربایندگان و مخلین اجتماع می چرخید ، خوب در این صورت من فکر میکنم تا زمانی که این ربایندگان دست در دست باند ها وگروه های قاچاقچی دارند و تا زمانیکه آنها در ادارات و موسسات پشتیـبانان دارند از امنیت عام و تام بر خوردار اند ، واز طرف دیگر من فکر نمی کنم که اداره فاسد ورشوت گیروارد شده پاکستان ، بتواند مانع فسادو فعالیت اجتماعی آنها شوند.

احمدـ  حالا که در وجود نیرو های ائتلاف در کشور این مصیب دامنگیر مردم بیچاره است ، اگر نیروهای ائتلاف در وطن نمی بود چی میشد؟

محمود ـ گل و گلزار؟ طی یک دهه شاهد بودیم که، یک تعمیر خراب نشد و مردم با امن و امنیت بودند، تفاهم بین الافغانی موجود بود و همه گروه های قومی به حقوق خود رسیدند، یک مکتب ومدرسه آسیب نه دید و همه مدارس و پوهنتونها باز و کار و بار مردم خوب وهیچگونه جنایت ونقض حقوق بشر صورت نه گرفت هیچ معلول ومعیوب دروطن نه بود، همه در وطن عزیز خود زندگی میکردند وهیچکسی از وطن فرار نکرد وفرهنگ کشور به یغما نرفت خلاصه همه مردم از مزایای زندگی بهره بردند،هیچ نیروی خارجی حضور نداشت ، مرد وزن با حقوق مساوی زیستند،  و... احمد ........احمد ......کجا شدی باش سخن بسیار است .

احمد ـ یار زنده و صحبت باقی تا دیدار آینده خدا حافظ /

سراج الدین ادیب

 

 

 

 


بالا
 
بازگشت